معين الدين محمد زمچى اسفزارى

249

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

با بسيار ديگر از نقود و امتعه قبول كرد و ضامن شد از نشابور و طوس و اين كناز « 1 » پيش عبد إله عامر گفت كه در جمله پارسيان بعد از اهل بيت كسرى و يزدجرد مانند من هيچكس نيست مقارن اين حال فرخ‌زاد كه وزير يزجرد بود و او را از مرو جهت صلح قهستان فرستاده بود آنجا « 2 » ( ظا . رسيد ) كناز باستقبال او بيرون شد و چون فرخ‌زاد را ديد خود را از ستور بينداخت و روى بززمين نهاد و پيش ركاب او ميرفت « 3 » تا نزديك عبد إله عامر ، عبد إله او را گفت نگفتى كه در پارس كسى مانند من نيست « 4 » كناز گفت الا فرخ‌زاد كه قدر او بزرگتر و شرف او قديمىتر از من است . و عبد إله عامر امراء از نشابور به اطراف فرستاد ] « 5 » و گويند كه چون اسمعيل بن احمد سامانى بنشابور رسيد و مشايخ و مشاهد و قنوات و مزارات آنجا را ديد گفت : « در هيچ‌جا چون نشابور شهرى نديدم

--> ( 1 ) - مج . س : و طوس و اين كناز . ( 2 ) - مج : مقارن اين حال فرخ‌زاد كه وزير يزدجرد بود و او را از مرو جهت صلح قهستان فرستاده بود آنجا كناز باستقبال او بيرون شد و چون فرخ‌زاد او را ديد خود را از ستور بينداخت و روى بر زمين . س : مقارن اين حال فرخ‌زاد را ديد خود را از ستور بينداخت و روى بر زمين . مد : و ضامن شد كه از نشابور طوس نيز برساند . و اين كناز عبد إله گفت كه در جمله عجم بعد از اهل بيت كسرى و يزدجرد مانند من هيچ‌كس نيست مقارن اين حال فرخ‌زاد او را ديد خود را از ستور بينداخت و روى بر زمين نهاد . ( 3 ) - مج . مد : ركاب او ميرفت تا . س : ركاب او رفت تا . ( 4 ) - مج : مانند من نيست الا فرخ‌زاد كه قدر . س : مانند من نيست كناز الا فرخ‌زاد كه قدر او . مد : مانند من كسى نيست كناز گفت الا فرخ‌زاد كه قدر او . ( 5 ) - تا اينجا از زيادات نسخه‌هاى مج . س و مد مىباشد . و اين فصل از مك محذوف است .